الفيض الكاشاني

136

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

انسان را است ذات و حقيقت اوست ، تجاوز از آن چگونه ممكن باشد و انقلاب حقايق محال است ؟ جواب آن است كه ، آن طور كه مومن را بر آن برآرند فى الحقيقه طورى است از اطوار انسانيّت ، امّا طورى است جز اين طور كه جمهور از انسان شناسند . پس به اضافه با فهم جمهور چنين گفته شود كه او از طور انسانيّت تجاوز كرد ، چه ايشان از انسان جز حقيقت منظور به اين طورِ معروف او اعتقاد نداشته باشد . كانّ كه به ايشان گويند : آنچه شما از آدميان مىدانيد ، چنان چيز جز جهنّم را نشايد و هر كس كه همان باشد به بهشت نخواهد رفت . خداى عزّوجلّ مؤمنان را چيزى ديگر سازد جز آنچه عامه از آدميان آن را دانند . و آن طور به كمال خويش در آخرت به وجود خواهد آمد و در دنيا بنيادى شود كه به مثابه صبح باشد مر آن آفتاب را ، واللَّه اعلم . ايمانِ نجات‌بخش و اگر كسى سؤال كند كه طورى كه مؤمنان به آن متخصص‌اند ايمان است و ايمان چيزى است كه همه كس آن را دانند و شناسند نه چيزى است كه مردمان آن را ندانند . جواب آن است كه ايمان ، همه كس آن را شناسند ، امّا ايمانى كه موجب نجات آخرت است ، ايمانى است كه از اندرون بيرون آيد همچون آب كه از چشمه زايد ، نه آنچه از بيرون به اندرون رود همچون آب كه در حوض رود . چه آنچه از قبيل اوّل باشد در ساير احوال ثابت باشد و حكم خود راند و به اهوال موت تزلزل به او راه نيابد ، كه « مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها » . « 1 » و آنچه از قبيل دوم باشد چون

--> ( 1 ) . مثل زد ، سخن پاك چون درختى پاك است كه ريشه‌اش در زمين استوار و شاخه‌هايش در آسمان‌است . به فرمان خدا هر زمان ميوهء خود را مىدهد . سورهء ابراهيم ، آيهء 25 و 24 .